شبها مترسک کتش را

شبها مترسک کتش را
روی شانه‌ی آدم‌برفی می‌اندازد
 
سیگاری با هم می‌کشند
 
و پرنده‌ها را به هویج مهمان می‌کنند.
 
ما که خواب‌ایم،همه با هم رفیق‌اند
 
ما که بیدار،دنیا دوباره سنگ می‌شود
دیدگاه ها (۱)

درون من..منی استکه سیگار بر لب خاطرات می گذارددود می شود با ...

باران که میبارد ... باید آغوشی باشد ... پنجره ای نیمه باز .....

دست ب"صورتم "نزن!!می تـرسم بیـفتـد نقـاب خنـدانـی کـه بـر چه...

خودت باش ..کسی هم اگر خوشش نیامدنیامد ..!اینجا کارخانه مجسمه...

بعضی روزها فقط به کمی سکوت نیاز دارند؛ به چند نفس عمیق، یک پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط