.

.
.
قصه ام دود شد و ضربانم
که شکست
تا به هر جایی بود نفس من
پس رفت
قافیه درد نوشت حادثه
جان خرید
چشم بیمار دلم هیچ بجز
غصه ندید
کام من تلخ از این صحنه های
خالی
نتوان اوج گرفت چون نمانده
بالی...!!!!
.
.
ترانه از
محمد اکبرجانی
.
🎀🎀🎀
دیدگاه ها (۰)

..وسط معرکه قلب من هستی ها تواینهمه حادثه خوش به چه من بسپار...

..تو جنگ دائمی من با خودم هستم گرفتاراگه زخمی شدم زخم خودم ب...

..همین حالا ته رویاشکستن ها و اجبراشدلی از نقطه سر زخمییه هم...

..تو فردا را نبین امروزحکایتهای بس دارمنگو می‌ترسی و میریبه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط