عشق خونین

《 عشق خونین  》
پارت ۵۳

اجوما : ایقدر خودت رو اتاق حفظ نکن پسرم برو بیرون بکرد کافه برو ورزشگاه برو با دوستات بگرد خوشگذرونی
جیمین : من دیگه هیچ وقت خوشحال نمیشم
اجوما : اونایی خوشحال نمیشن که عشقشون رو به خاک سپردند
جیمین : یعنی فقد کسی که عاشقش رو به خاک سپرده اینجوری میگه  اشتباه هستش خاله وقتی عشق زندست ولی قلبش ماله تو نیست بیشتر از مرگ بدتر نیست
اجوما: نه این تویی که اشتباه میکنی .. هر چقدر زندگی سخت باشه بهتر از مرگ..... وقتی عاشق کسی هستی باید بزاری اون تصمیم بگیره.. که قلبش ماله تو باش یا نه اگه اون گفت نه ... خب تو باید خوشحال باشی و بگی ماله من نشدی ولی امید وارم خوشحال باشی ...  و با کسی باشی که خودت میخواهی و رضایت خودت باشه با اجبار هیچ کس خوشبخت نمیشه
جیمین خنده تلخی کرد. و رو اپن آشپزخونه نشست شروع به بازی کردن انگشت هایش شد
اجوما : پسرم عاشق شدی ولی ازش لطمه خوردی اره
جیمین : میگم ولی به کسی نگو ... عاشق شدم عاشق آدم اشتباه کسی که منو پسرش میدونه
اجوما لیوان را زود گذاشت رو میز و سمته جیمین رفت جلوش ایستاد
اجوما : پسرم میفهمی چیداری میگی
حیمین : آره بیشتر از هر وقت میفهمم به کارت برس خاله به کسی هم هیچی نگو
از رو اپن پایین شد و سمته اتاقش. رفت گوشیش را برداشت و شماره تهیونگ را گرفت ....  بعد از سه بوق صدا بم تهیومگ به گوشش خورد
نذاشت هیچ حرفی بزنه زود گفت
جیمین: بیا خونه ما کارت دارم
زود تماس را به پایان رساند و گوشیش‌را کلافه پرت کرد رو تخت سمته پنچره رفت ... تا آمدن تهیونگ ایستاده بود ... ماشین ات وارد حیاط شد. و ات از ماشین پیاده شد با خسته گی سمته در رفت با اومدن تهیونگ نگاهش را به تهیونگ دوخت از ماشین اش پیاده شد و گفت
تهیونگ :بح لیدی جذاب چه خوشگل شدی سلام
ات : تهیونگ‌شی خوش اومدی
تهیونگ : ممنونم
ات : بیا تو
تهیونگ : آره فکر خوبیه چون اینجا خیلی سرده
هر دو خنده ای کردن و سمته در رفتن و جیمین در نگاه کردن اون صحنه بود
وارد سالن شدن و ات گفت
ات : چی میخوری
تهیونگ: نه چیزی نمیخورم جیمین گفته بود بیام برم پیشش بعدش کیکی کلوچه ای با هم بخوریم نه  
ات: ایی ..  تهیونگ شوختب عوض نمیشه
تهیونگ: خب معلومه
هر دو خنده ای کردن و ات گفت
ات : از پله ها بالا بری اتاق سمته چپ اتاق جیمینه
تهیونگ : متشکرم لیدی
سمته پله ها رفت ...
دیدگاه ها (۳)

《 عشق خونین 》پارت ۵۴تقی به در زد و وارد اتاق شد جیمین را دید...

《 عشق خونین 》پارت ۵۵تهیونگ ساعت ها تو اتاق جیمین بود و باهاش...

《 عشق خونین 》پارت ۵۲جیمین بدونه هیچ توجهی به ات از کنارش رد ...

《 عشق خونین 》پارت ۵۱ درست یک روز از اون شب میگذره و جیمین در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط