آیینه ی دق شدیم و تکثیر شدیم...

آیینه ی دق شدیم و تکثیر شدیم...
از گردش روز و شب دگر سیر شدیم..

هرچند نیامدی و حق هم با توست..
هر جمعه سر قرار خود پیر شدیم ..
دیدگاه ها (۱)

تصور کن که دنیا رو گرفتیدهِ پایین و بالا رو گرفتیتصور کن که ...

زائراست و راه می افتد، به مقصد می رسد؟..کربلایی که نشد آیا ب...

ما توپ بودیم ... زندگی چاقوی همسایه !😔

اگر آدم‌ها، غم را با هم تقسیم نکنند..غم، آدم‌ها را تقسیم می‌...

دلبری دلربا، عشق منی ای آقا، ای شَه بی‌سر به دلم عشق تو روی ...

شب، تنها یک بازه زمانی میان غروب و طلوع نیست؛ شب، پناهگاهِ ا...

از اینکه مردم با تعجب و کنجکاوی به من زل میزنند و زیر لب زمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط