بی ریزش کوه، جامه را سوزاندیم

بی ریزش کوه، جامه را سوزاندیم

هر فرصت بی ادامه را سوزاندیم

از وحشت اینکه آخرش بد باشد

ما آخر شاهنامه را سوزاندیم
دیدگاه ها (۵)

شیرینم و مغز سخنانم تلخ استعیش همه عالم از زبانم تلخ استمن ه...

بکتاش آبتینمن،تو را می خواهمو در این نزدیکیرویایی دورتر از ت...

🌹 ناگهانی آمدمرا عاشق و دیوانه کردو بازناگهانی رفتبه ناگهانی...

ما را غمِ تو،بُرد به سودا..تو را که بُرد؟!#سعدی

دستگاه دروغ سج اینا...

مهممم

عادیل تعریف کاراکترش کوه و مثل تعریفش همیشه پشت این سه تا دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط