من تاب می نیارم تابی ز زلف کم کن

من تاب می نیارم تابی ز زلف کم کن

تا کی بـود ز زلفت در دل فتاده تابی؟


دیدگاه ها (۱)

چشمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماندشُعله ای بود که لرزید ولی...

چه غــــم کـه عشق به جـایی رسیـد یـا نرسیدکه آنچــه زنده و ز...

چیست در بازی آن ابر سپیدروی این آبی آرام بلند که مـــرا می ب...

پندار کامشب شَب پری یا در کنار دلبریبی‌خواب شو همچون پری تا ...

بیقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست ، آه ! بی تاب شدن عادت ک...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

میسر گر نشد لطفش برو خود را ملامت کنکه کم لطفی ز اولاد علی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط