من یک پسرم؛نه سایه ای از شیطان بلکه یک دمی از وجود خدا...

من یک پسرم؛نه سایه ای از شیطان بلکه یک دمی از وجود خدا...من پسری هستم که موهایش را فشن نکرده و زیر ابرو بر نداشته و لباس تنگ و کوتاه نپوشیده و در کوچه و خیابان ب دنبال هرزگی نرفته است و روزانه ب خاطر تفکرات مذهبی اش بارها و بارها و بارها طعنه و کنایه و فحش میشنود...
من پسری هستم ک تنها دلخوشی اش نوشتن دلنوشته هایی از جنس دردش هست ک ب بهانه های مختلف در زیر مطالبش مینویسد...
مینویسد و همه میخوانند و نمیفهمند که "درد نوشت" هستند نه "دلنوشت"
آری...من یک پسرم...
اگر محکم هستم شکننده هم هستم.
اگر قوی هستم ضعیفم هستم...
اگر درک میکنم،احتیاج ب درک شدن هم دارم...
آری...من یک پسرم...
سنگ نیستم...
قلب دارم...
احساس دارم...
منطق دارم...
درد دارم...
اما تمامشان پشت چهره مردانه ام پنهان شده است ،فقط برای اندک افرادی نمایان میشود
دیدگاه ها (۴۳)

من یک پسرم؛نه سایه ای از شیطان بلکه یک دمی از وجود خدا...من ...

من یک پسرم. نه سایه ای از شیطان بلکه یک دمی از وجود خدا... ...

من یک پسرمنه سایه ای از شیطان بلکه یک دمی از وجود خدا...من پ...

رمان همزادپارت۱۱۵ #نورکنار آدرینا و ماهور بودم خیلی با تعجب ...

دْآشْتَنْ تُـــــــــــــــــوْ♡مـــــــــــــــی اَرْزِهْ ب...

پارت ۵

پارت ۸۸ددی_شوگره_اجباریه منهمه با تعجب و تقریبا ترس ب جیمین ...

رمان دورترین نزدیک

عشق بی پایان پارت۶وقتی ک حلم داد رو تخت یه شلاق برداشت چشام ...

پارت ۸ ددی_شوگره_اجباری منسانامی از اتاق جیمین زد بیرون رفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط