قبلنا عاشق شدم، رفتم تو اتاق در هم

قبلنا عاشق شدم، رفتم تو اتاق در هم
روی خودم بستم
بعد یک ساعت گفتن بیا شام بخور
گفتم من دیگه هیچی نمیخورم میخوام با درد خودم بمیرم
گفتن شام مهوه (مهیاوه) هستش، با جیغ در...
حرفش تموم نکرده بود که پریدم روی سفره
بالاخره ادم نباید عشق واقعیش نادیده بگیره
درست نمی گم؟

#اچمی#اچمستان
#زبان_اچمی#اچمی_ها#طنز#مهوه#مهیاوه
دیدگاه ها (۱)

★ازدواج اجباری...p¹من امروز ازدواج کردم!البته نه به انتخاب خ...

چند پارتی

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سوم 3

پارت آخر «حسود کوچولوی جذابم» 🍓🎀🌒ویو لناماشین رو جلوی خونه پ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

Custom bride part : 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط