P11

P11

رفتم تو اتاق که دیدم دوهی تو گیشه یواشکی رفتم و گوشیش رو قاپیدم
!هعیییی
. داری لاکی حرف میزنی هاععع
!به تو چه
با هزار کلنجار پیاماشونو خوندم داشت با جی هوپ حرف میزد
.هعیی تو با جی هوپ قرار می‌زارم
!نه خب راستش
.چی چی یو نه تو که اینجا گفتی اره
؟هوییی چه خبرتونه من خوابما
.خانوم با جی هوپ قرار میزاره
؟چیی
!نه بابا دروغ میگه
. بیا و خودت ببین
همون موقع هانا و من پرسیدیم روش و بهش گفتیم که
عهییی چرا رفتی قاطی مرغااااا
بعد از کلی کلنجار رفتن با دوهی گرفتیم خوابیدیم
صب زودتر از همه باشدم و به جی هوپ گفتم بیاد می خواستم قبل مدرسه باهاش درباره دوهی حرف بزنم جای کافه جی هوپ منتظر بود رفتم پیشش
ـسلام
.سلام
ـچیکارم داشتی
.خب میرم سر اصل مطلب تو با دوهی قرار می‌زارم
ـخب راستش اصلا تو از کجا می دونی
.دوهی بهم گفته
ـاره اصلا به تو چه
. هعیییی اینو بدین که اگه واقعا عاشقش نباشی داشته باشی بازیش میدید من می دونم با تو فهمیدیییی
و بعد گذاشتم و رفتم سر کلاس همه تو کلاس بودن اما هنوز معلم نیومده بود شانس آوردم رفتم کنار اون وو نشستم
.سلام
، سلام خوبی
.اره تقریبا تو چی
، چیزی شده
.خب راستش جی هوپ
همون موقع معلم اومد و حرفم نصفه موند . بعد تموم شدن درس با اون وو رفتیم تو حیاط که جی هوپ اومد
ـواسه صب ببخشید زیادی تند رفتم
و بعدش رفت
، چی شده مردم از کنجکاوی
. خوب جی هوپ و دوهی قرار می زارم
، وایییی بعدش
. صب با جی خود صحبت کردم که دوهی و بازی نده ولی یکم تند رفت
، اوم
اون زنگ با جی هوپ آشتی کردیم و بقیه زنگ ها رو باهم بودیم
دیدگاه ها (۱)

P12ساعت ۲ برگشتیم و ناهار خوردیم بعد ساعت ۴ رفتم حموم و بعد ...

P13رفتم نشستم اونم نشست و برام کمربند بیت صورتش از نزدیک خیل...

P10ماهم برگشتیم تا وسایل هامون رو جمع کنیم .رفتیم تو 0 چیکار...

P9من یک شیشه نوشابه ورداشتیم و چرخوندم که به جی هوپ و دوهی ا...

سربازی ۱۰

فصل ۲ ( p 19)

سربازی ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط