تو کی ز راه می آیی که شهر شب زده را

تو کی ز راه می آیی که شهر شب زده را
به روشنایی چشمم چراغواره کنم؟

هنوز هم غزلم شوکرانی است الّا
که از لب تو شکرخندی استعاره کنم
دیدگاه ها (۱)

یک شب لبان تشنهٔ من با شوق در آتش لبان تو می‌سوزد چشمان من ا...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط