مانند قایقی که اسیر تلاطم است /
مانند قایقی که اسیر تلاطم است /
در پیچ و تاب زلف تو آرامشم گم است /
بیرون کنند شاید از این شهر هم مرا /
حوا ! لبت قشنگتر از سیب و گندم است /
تا کی به بوسه از عکست اکتفا کنم /
وقتی که آب هست چه جای تیمم است /
خالق قبول کرده تو آهوی من شوی /
چون ضامنم محبت خورشید هشتم است /
عطار به یقین گشته هفت شهر عشق را /
این دل هنوز در خم ایروی تو گرفتار
است !!؟
☆☆ ♥♥ ☆☆
در پیچ و تاب زلف تو آرامشم گم است /
بیرون کنند شاید از این شهر هم مرا /
حوا ! لبت قشنگتر از سیب و گندم است /
تا کی به بوسه از عکست اکتفا کنم /
وقتی که آب هست چه جای تیمم است /
خالق قبول کرده تو آهوی من شوی /
چون ضامنم محبت خورشید هشتم است /
عطار به یقین گشته هفت شهر عشق را /
این دل هنوز در خم ایروی تو گرفتار
است !!؟
☆☆ ♥♥ ☆☆
- ۶۱۵
- ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط