همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو

همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو

چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
دیدگاه ها (۱)

یکشنبه ات بخیر ، کجایی چه می کنی ؟اینجا شلوغ کرده #خیالت درو...

هـوای روی تو دارمنمـــــــــی گــــــــــذارنـدم...

گویند: عشق چیست؟بگو: ... تَرک اختیار

بغض یک کوچه ی بن بست حوالی توامبه نسیم نفست یکسره تمدید شوم

هستی و نیستی چو شمع ، پرتویی ازخیالِ توستبا...

خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیییا به بستان به در حجره من ...

آقا؛ جان🥺چقدر خسته‌ای... بار همه اين سفر به دوش تو بود،برو ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط