.

.
دیدگاه ها (۱)

لیموی باغمون الان یهویی

گفتم که از پیشم نرو ، گفتی رهایت میکنمگفتم که بیمارت شدم، گف...

باز باران میچکد از چشم خیسمبا گهر های فراوان قصه ام را مینوی...

درد میکشد بغض وقتی اشک هم آرامش نمیکند..

«ترازویِ سوخته: شکوائیهٔ بهرام محمدی، جانبازِ دفاعِ مقدس، از...

«ترازویِ سوخته: شکوائیهٔ بهرام محمدی، جانبازِ دفاعِ مقدس، از...

رفیق های من وقتی کنار کراشم هست:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط