من خانه زاد خانه و کاشانه ی توام

من خانه زاد خانه و کاشانه ی توام
از کودکی دخیل عزاخانه ی توام

اینجا تب مقایسه ی عقل و عشق نیست
پس شاکرم حسین که دیوانه ی توام

ممزوج گشته اشک من و چای روضه ات
مدیون این شراب ز میخانه ی توام

زلف دلم اگر چه پریشان شده ولی
امیدوار مرحمت شانه ی توام

گر روز و شب ز داغ غمت گریه میکنم
مرهون لطف مادر فرزانه ی توام

پیراهن عزای مرا او بریده است
او شمع راه گشته که پروانه ی توام

پای پیاده،سمت حرم،روز اربعین
چشم انتظار دعوت شاهانه ی توام

زاهد بهشت میطلبد در عزایتان
من هم خراب روضه ی ویرانه ی توام

فرشی نظر به دست شما دوخت از ازل
گوید خمار باده و پیمانه ی توام
دیدگاه ها (۱)

من خانه زاد خانه و کاشانه ی توام از کودکی دخیل عزاخانه ی توا...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

,،،ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این ...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

دلبری دارم که نامش ساغر دردانه استخانه اش گلخانه، جایش گوشه ...

السلام علیک یاعلی موسی الرضا

دلبری دارم که نامش ساغر دردانه استخانه اش گلخانه، جایش گوشه ...

دوبـــــاره این دل من تنگ کربلاے شماستدلم کبوتره رو گنبد طــ...

‌ نوشین زلبت مستم و مستانه بمیرمدر کیش رخت ماتم و شاهانه بمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط