کوچک بودم با دلی بزرگ که هیچوقت تنگ نمیشد,,بزرگ شدم دلم ت
کوچک بودم با دلی بزرگ که هیچوقت تنگ نمیشد,,بزرگ شدم دلم تنگ و تنگتر شد,,دلم برای کودکی ام تنگ نمیشود,,هر چی میکشم از آرزوهای کودکانه بود,,بزرگ شدن احمقانه ترین آرزویم بود,,من از دنیای این,,,آری,,این آدمها خسته ام,,به کدامین گوشه دنیا پناه ببرم که آدمها به تنهایی ام گوشه نزنند,,خستگی ام را,,دلشکستگی ام را,,بهانه های کودکانه ام را ,,,درد دلهایم را,,اشکهای شبانه ام را,,به که بگویم,,که تحقیرم نکند,,مرا نشکند ,,خوارم نکند و در نهایت تنهایم نگذارد,,,,آه خدا خسته شدم از آدمها
- ۴۶۸
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط