لعل او بازار جان خواهد شکست

لعل او بازار جان خواهد شکست
خندهٔ او مهر کان خواهد شکست

عابدان را پرده این خواهد درید
زاهدان را توبه آن خواهد شکست

هودج نازش نگنجد در جهان
لیک محمل برجهان خواهد شکست

پرنیان جوئی به پای پیل غم
دل چو پیل پرنیان خواهد شکست

روی گندم گون او در چشم ماه
خار راه کهکشان خواهد شکست

غمزه‌ش ار غوغا کند هیچش مگوی
کو طلسم آسمان خواهد شکست

دشمنان از داغ هجرش رسته‌اند
پل همه بر دوستان خواهد شکست

جای فریاد است خاقانی که چرخ
نالهٔ فریاد خوان خواهد شکست


خاقانی
دیدگاه ها (۷)

شمع شب‌ها بجز خیال تو نیستباغ جان‌ها بجز جمال تو نیسترو که خ...

..یوسف اگر قلب زلیخا راشکست تاابد پای زلیخا هم نشست.گرچه زلی...

اری فی‌النوم ما طالت نواهازمانا طاب عیشی فی هواهابه جامی کز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط