کمپ جادوگران
کمپ جادوگران
جنگل بخش غربی پارت ۲
ساعت ۲۱:۰۰
ماموریتشون این بود که وارد اون کلبه متروکه که سال ها بود تسخیر شده بود بشن و اون شیطانی لعنتی رو نابود کنن .
چند ساعتی بود که تو راه بودن و داخل جنگل دنبال کلبه میگشتن.
کم کم شدت بارون کم میشد ولی هوا هنوز ابری بود و بخاطر مه نمیتونست درست جلوشون رو ببینن
تو افکارش بود که یهو جیمین با ولوم پایینی گفت اون نیس
برگشتم به سمتی که اشاره کرد ی کلبه ی چوبی که بیشتر شبیه خرابه بود تا کلبه .
با اشاره ی نامجون به سمت کلبه ای رفتیم که شاید مارو به سمت نابودی می کشوند .
اون شیطان تا حالا ۵ تا از بچه های بیگناه رو کشته بود که همه شاید ۱ ماه یا کمتر سن داشتن باید نابودش میکردن .
جنگل بخش غربی پارت ۲
ساعت ۲۱:۰۰
ماموریتشون این بود که وارد اون کلبه متروکه که سال ها بود تسخیر شده بود بشن و اون شیطانی لعنتی رو نابود کنن .
چند ساعتی بود که تو راه بودن و داخل جنگل دنبال کلبه میگشتن.
کم کم شدت بارون کم میشد ولی هوا هنوز ابری بود و بخاطر مه نمیتونست درست جلوشون رو ببینن
تو افکارش بود که یهو جیمین با ولوم پایینی گفت اون نیس
برگشتم به سمتی که اشاره کرد ی کلبه ی چوبی که بیشتر شبیه خرابه بود تا کلبه .
با اشاره ی نامجون به سمت کلبه ای رفتیم که شاید مارو به سمت نابودی می کشوند .
اون شیطان تا حالا ۵ تا از بچه های بیگناه رو کشته بود که همه شاید ۱ ماه یا کمتر سن داشتن باید نابودش میکردن .
- ۱.۵k
- ۱۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط