عشق و جنایت

عشق و جنایت
part:⁹

یون ویو

همینجوری داشتیم بهم نگا میکردیم که یهو
اخ اخ
ن ن ن ن ن ن ن ن
من نباید عاشق شم تمومش کن
هوف الان سر یه بحثو باز میکنم

+خب اقای یونگی از خودتون بگین
_ام باشه فقط میشه شوگا یا یونگی ساده صدام کنی
+اره حتما
_خب من وقتی ۱۰ سالم بود خانوادم تو تصادف مردن و فقط یه خواهر ازشون برام موند ولی بعدش اون باند مافیای لعنتی وقتی خواهرم ۱۲ سالش بود و منم ۲۰ سالم بود اونو کشتن
من اون موقع داشتم اموزش میدیدم ولی بعدش شدم معروف ترین پلیس و میخوام انتقاممو بگیرم
+اووو چه بد واقعا متاسفم زندگی بدی داشتی
_خب حتما توام زندگی خوبی نداشتی میتونی بگی
+او اره
خب تو خانواده ما ۳ تا بچه بود و منم ازشون کوچیکتر بودم یه خواهر و یه برادر دیگه
پدر و مادرم هرکاری اونا میکردن منو تنبیه میکردن و منو عذاب میدادن حتی مریض میشدم براشون مهم نبود مثه خدمتکار بودم
اونا باعث شدم یه مریضیه تو مخی بیاد سراغم و بعدشم فرار کردم ‌و خودم کار کردم تا خرج خودمو بدم و درس خوندم و به اینجا رسیدم البته خیلیا میخواستن بهم دست بزنن ولی نزاشتم
الانم که میبینی اینجام
_واو چه زندگی بدی
+البته دیگه مهم نیس مهم اینه من الان شدم این
_تا حالا دوستی داشتی
+ن اصلا اولین نفری که باهاش راحت حرف میزنم تویی
_اووو خیلی متاسفم
+تقصیر تو نیس الکی معذرت خواهی نکن
_هوم
£(گارسون)سلام خوش اومدید چی میل دارید
_خب من یه گالبی میخوام
+ام من فقط یه سالاد سیب زمینی میخوام
£ تا ۵ دیقه دیگه امادس
+ممنون
همینجوری ادامه دادیم که غذا رو اوردن و باهم خوردیم
_واقعا با اون سیر میشی
+خب اره من زیاد غذا نمیخورم اگه بخوام زیاد بخورم فقط خوراکی عه
_هوم
بعد حرف زدن و تنوم شدن غذا نزدیکای ساعتای ۱۱ شب بود که پاشدیم بریم
_بعدا میبینمت یونهی
+منم همینطور فعلا
_فعلا
نشستم تو ماشین و یه اهنگ
دیدگاه ها (۰)

کپشن چک بشه

بچها من اینجوری با نیما آشنا شدم تو شاد ویدیو هاشو می‌دیدم ف...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

پارت ۴

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

شلامممممم خب بچه ها من خیلیییی وقته که نیومده بودم ویس و فک ...

دید پنهان ,انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط