عشق مدرسه ای

عشق مدرسه ای
پارت ۲

باهم رفتیم توی مدرسه که دیدم بچه ها دارن بهم نگاه میکنن ، یدفعه یکی داد زد خوک زشت دوست پسر داره.
یکی دیگه ام گفت بدبخت پسره . دیگه داشت گریم می‌گرفت بهش گفتم

لیا:دیدی گفتم باهم نیایم ببین دارن چی میگن(بغض)
کوک:هعی اونا ی مشت احمقا لازم نیست انقدر خودتو ناراحت کنی در بارش.
لیا:هوفففففف
کوک:من میرم پیش دوستام.
لیا:باشه

دیدم داره میره وایسا اون چرا داره میره سمت اکیپ تهیونگ... وایسا نه نه این امکان نداره ، نکنه میخواد بلایی که جیمین سرم آورد رو بیاره(بغض)

فلش بک ۱ سال قبل

من امروز از جیمین میخوام که باهام قرار بزاره پش ی برگه براش میزارم که ببینه و بیاد پشت مدرسه.

^توی برگه^

سلام جیمین شی امیدوارم حالت خوب باشه ، میشه امروز زنگ دوم بیای پشت مدرسه باهات کار دارم.
هوانگ لیا.

ویو جیمین

چی اون خوک میخواد با من قرار بزاره باید ی درس درست حسابی بهش بدم .

جیمین:هعی تهیونگ
تهیونگ:هوم
جیمین:هوانگ لیا برام برگه نوشته که میخواد ببینتم نظرت چیه مسخرش کنیم و ازش فیلم بگیریم(خنده)
تهیونگ:فکر خوبیه.

ویو لیا

زنگ دوم شده بود رفت پشت مدرسه و منتظر جیمین موندم. وای باورم نمیشه قراره به کراشم اعتراف کنم. خدای خواهش میکنم قبولم کنه(ذوق)

لایک کن و کامنت بزار🤌🤍🪐
دیدگاه ها (۵)

عشق مدرسه ایپارت۳داره میاد. اخجون.جیمین:بله چیکارم داشتی؟لیا...

وقتی بارداری میزننت و از حال میری میبرنت دکتر و میفهمن باردا...

همین الان ی چیزی کشف کدم توی گردنبد کوک حلقه اس🤌🥲

عشق مدرسه ایپارت ۱از زبان لیاهعی ی روز دیگه در مدرسه سئول. ه...

پارت بیست و دومدر آغوش زندان ویو کوکتو دفترم نشسته بودم که ص...

پارت هفدهم در آغوش زندان ته :باشه جیمینی بریم (با خوشحالی)وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط