خودم را بسته ام به شعر

خودم را بسته ام به شعر
وگرنه نبودنت
دردی نیست که از سرم باز شود...

#کامران_رسول_زاده
دیدگاه ها (۱)

شروع قصه یادم نیستبلا از آسمون اومدنگام کردی و بعد از توجنون...

اَمان از روزی که معشوق یک عاشق از"تو" ،شما که نه بشود "او".....

تو خودت می دانی با تو عمریست ، در آوار غم و بی نفسی مدفونم ...

عشق مرا دوباره بازی داد #علیرضا_آذر

دست خودم نیست وگرنه مثل کنه نمیچسبیدم بهت!!و چطور دلت اومد ا...

بلدم تکیه کنم باز به دیوار خودمیا حصاری بکشم دور و بر غار خو...

من همیشه به زندگی #امید دارمبه اتفاقای خوببه چیزی که نیست ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط