#رقصِ_آخرین_ماه

#رقصِ_آخرین_ماه
#Dance_of_the_Last
_Moon

..‿︵‿︵‧˚₊୨🌑୧‧₊˚︵‿︵‿.. ꒱

سکوتِ میانِ آن‌ها، سنگین‌تر از هر جادویِ سیاه و ممنوعه‌ای بود. فلیکس، با آن آرامشِ ترسناکش، پرسید:

[می‌توانی به من نشان دهی، جایی که تو خودت را گم کردی؟]

هیونجین، که انگار از ساخته شدنِ خاطرات هراس داشت، نگاهش را دزدید:

[من هیچ‌جا را گم نکرده‌ام. من فقط... در جایی گیر کرده‌ام که هیچ راهِ بازگشتی ندارد.]

فلیکس، با چشمانی که انگار تمامِ ستاره‌هایِ خاموشِ کهکشان را در خود داشت، پاسخ داد:

[من نمی‌خواهم راهِ بازگشت را پیدا کنم. من می‌خواهم همان‌جایی باشم که تو، خودت را گم کرده‌ای.]


. ྀི︶˚̣̣̣ ྀི◟ ͜ ◞˚̣̣̣ ྀི︶𓏴︶˚̣̣̣ ྀི◟ ͜ ◞˚̣̣̣ ྀི︶

کاپل ها:هیونلیکس
ژانر:فانتزی.عاشقانه.دارم
دیدگاه ها (۰)

# 🌑 رقصِ آخرین ماه (#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه...

# 🌑 رقصِ آخرین ماه (#Dance_of_the_Last_Moon)## فصل اول: سایه...

"شب‌خاص"'پارت بیستم'P²⁰وقتی شنید که شماره اون رو برای ورود ب...

بعضی عشق‌ها از جایی شروع می‌شوند که عقل عقب می‌کشد و دل جلو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط