گر بر سر پیمان منی بسم الله

گر  بَر سَرِ  پیمانِ  مَنی  بِسم الله
گر پاره ای ازجان وتنی بسم الله
با یاد  تو  بَر  سازِ  وَفا  رَقصیدم
رَقصان به بَرَم دَرچَمَنی بِسم الله
داری نَظَرِ عِشق ، گُشا بال و پَرَت
گر در پی این  اَنجُمَنی  بِسم الله
آغوشِ  دِلم سوی دِلَت باز  شُده
گرطُره ی گیسو  فِکنی بِسم الله
با رفتنِ توغُنچه ی غَم می چیدَم
گر اهلِ   دِلِ کوه کنی  بسم الله
دیدگاه ها (۶)

چندی شُدِه  دِل  نمی بَرد  فرمانَم شاید  که نِشَسته  تا  بِگ...

شَب به شَب بر آسمان دارَم نَظَرتا بجویم روی تو از هَر ...

ای شمع ، مدارا کن شبی باید بِسوزی تا سَحَردیوانه ای در کوچه ...

‍ می‌خواهم عادت دهم دل را به فراموشی یادهابه اینکه می‌توانبد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط