پارت ششمِ امگای شیرینِ من 🌷
پارت ششمِ امگای شیرینِ من 🌷
ویو جونکوک :
دینگ...دینگ...دینگ..دینگ( مثلا صدای زنگ گوشی)
+اوفففف نمیخوام بیدار شمم
+الو
&گوساله خر کجاییی؟
+تو تخت
&برو گمشو آماده شو دیرمون میشه
+ خاا بابا
& زودد، خدای من
با هزار بدبختی بلند شدم رفتم سرویس بهداشتی کارای لازم را انجام دادم بعدش رفتم ی دوش گرفتم اومدم بیرون روتین لازم رو انجام دادم، نمیدونم چرا این روزا اینقدر امگای درونم دنبال ی نفر مثل جفتشه ؟! واقعاً دارم دیوونه میشم ی احساسی دارم که انگار ی چیزی هست که فقط من نمیدونم، الهی ماه لطفاً کمکم کن، اما جدا چرا امگای درونم باید اینقدر بیقراری کنه! هیچوقت اینطوری نمیشد،،
از فکر سرم اومدم بیرون بلند شدم سریع ی چیزی بپوشم خبب چی بپوشم آها
ی هودی خوبه خیلی دوست دارم و ی کارگو یا بک فکر کنم بک خوب باشه خبب شاید استایلم خب نباشه اما من دوسش دارم مهم منم!! و در آخر هم ی عطر زدم و ی کم خیلی خیلی کم تینت زدم تا لبم از بیرنگی و خشکی در بیاد و تمام!! عالی شد خب من برم که حتما تا الان جیمین خودشو جر داد
رفت از خونه بیرون و ب سمت ماشین
رفت :
+سلاممم چطوری
& سلام و زهرمار چرا اینقدر دیر کردی باید برات کارت دعوت بفرستم حتما ؟؟
+ اععع اذیت نکن خب حالا اینقدر هم حرس نخور پیر میشی هااا
& کثافتتتتتت بیشعور
+ راه بیوفت حرف نباشهه
& کفت سگگگ
چند دقیقه بعد :
& رسیدیم
+ ممنونم جوجه
& کفت و جوجه، فسقلی
+ خودتیی
رفتن داخل :
& نظرت چیه بریم سراغ برنامه
+ چی برنامه؟
& هه بنویسیم که میخوایم هنر یا ورزش و زبان و اینا دیگه
+ اهاااااا خا باشه بریم
& اووو نگاه اونجا باید بریم
+ حله
& چی میخوای ؟
+ گی
& عالی
+ زبان رو بزنیم انگلیسی
& راحت باش آسون انتخاب میکنی
+ خب چی کار کنم حالا تو یکی دیگه بگو
& خبب بزنیم فرانسوی
& خوبه ب انگلیسی هم شبیه هست
& ارههه
بعد چند دقیقه کارشون تمام شد و رفتن سر کلاس ها :
& واییی من دیگه نمیکشم
+ منممم خدایاا قل میدم دیگه قد جیمین رو مسخره نکنم توروخدا ولم کننن
& کسافتتت عنتر خودتو مسخره کن( جیغ کشید )
+حقتع 😂
بعد چند دقیقه هر دوتا رفتن خونشون جیمین با ماشین خودش و جونکوک هم پدرش براش ماشین فرستاد
ویو جونکوک :
رفتم خونه یکم پیش خانواده بودم و بد رفتم اتاقم لباس عوض کردم و یکم درس خوندم بااینکه اصلا حوصله نداشتم اما باید بخونم چون تو این مورد الان دیگه فرق کرده، و بعد از چند دقیقه رفتم رو تخت یکم سرم تو گوشی بود و بد خوابیدم
ویو جونکوک :
دینگ...دینگ...دینگ..دینگ( مثلا صدای زنگ گوشی)
+اوفففف نمیخوام بیدار شمم
+الو
&گوساله خر کجاییی؟
+تو تخت
&برو گمشو آماده شو دیرمون میشه
+ خاا بابا
& زودد، خدای من
با هزار بدبختی بلند شدم رفتم سرویس بهداشتی کارای لازم را انجام دادم بعدش رفتم ی دوش گرفتم اومدم بیرون روتین لازم رو انجام دادم، نمیدونم چرا این روزا اینقدر امگای درونم دنبال ی نفر مثل جفتشه ؟! واقعاً دارم دیوونه میشم ی احساسی دارم که انگار ی چیزی هست که فقط من نمیدونم، الهی ماه لطفاً کمکم کن، اما جدا چرا امگای درونم باید اینقدر بیقراری کنه! هیچوقت اینطوری نمیشد،،
از فکر سرم اومدم بیرون بلند شدم سریع ی چیزی بپوشم خبب چی بپوشم آها
ی هودی خوبه خیلی دوست دارم و ی کارگو یا بک فکر کنم بک خوب باشه خبب شاید استایلم خب نباشه اما من دوسش دارم مهم منم!! و در آخر هم ی عطر زدم و ی کم خیلی خیلی کم تینت زدم تا لبم از بیرنگی و خشکی در بیاد و تمام!! عالی شد خب من برم که حتما تا الان جیمین خودشو جر داد
رفت از خونه بیرون و ب سمت ماشین
رفت :
+سلاممم چطوری
& سلام و زهرمار چرا اینقدر دیر کردی باید برات کارت دعوت بفرستم حتما ؟؟
+ اععع اذیت نکن خب حالا اینقدر هم حرس نخور پیر میشی هااا
& کثافتتتتتت بیشعور
+ راه بیوفت حرف نباشهه
& کفت سگگگ
چند دقیقه بعد :
& رسیدیم
+ ممنونم جوجه
& کفت و جوجه، فسقلی
+ خودتیی
رفتن داخل :
& نظرت چیه بریم سراغ برنامه
+ چی برنامه؟
& هه بنویسیم که میخوایم هنر یا ورزش و زبان و اینا دیگه
+ اهاااااا خا باشه بریم
& اووو نگاه اونجا باید بریم
+ حله
& چی میخوای ؟
+ گی
& عالی
+ زبان رو بزنیم انگلیسی
& راحت باش آسون انتخاب میکنی
+ خب چی کار کنم حالا تو یکی دیگه بگو
& خبب بزنیم فرانسوی
& خوبه ب انگلیسی هم شبیه هست
& ارههه
بعد چند دقیقه کارشون تمام شد و رفتن سر کلاس ها :
& واییی من دیگه نمیکشم
+ منممم خدایاا قل میدم دیگه قد جیمین رو مسخره نکنم توروخدا ولم کننن
& کسافتتت عنتر خودتو مسخره کن( جیغ کشید )
+حقتع 😂
بعد چند دقیقه هر دوتا رفتن خونشون جیمین با ماشین خودش و جونکوک هم پدرش براش ماشین فرستاد
ویو جونکوک :
رفتم خونه یکم پیش خانواده بودم و بد رفتم اتاقم لباس عوض کردم و یکم درس خوندم بااینکه اصلا حوصله نداشتم اما باید بخونم چون تو این مورد الان دیگه فرق کرده، و بعد از چند دقیقه رفتم رو تخت یکم سرم تو گوشی بود و بد خوابیدم
- ۸.۹k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط