آسمان بود و علی بود و شب و غم هایش

آسمان بود و علی بود و شب و غم هایش
گردی از غصّه نِشسته به روی سیمایش

آخرین سفره ی افطار علی فرق نکرد
باز هم نان و نمک در عوضِ خُرمایش

میهمان بودنِ بابا، خوشیِ دختر بود
داشت دل شوره ی سختی، زِ غمِ بابایش

چقدر چشم به بالای سرش می دوزد
پُرِ درد است چرا زمزمه ی لب هایش؟

رفت مولا طرف مسجد و با خود می برد
عالمی را طرف حادثه ی فردایش

بی قرار است و از این حالتِ او معلوم است
زنده شد در نظرش خاطره ی زهرایش

سال ها رنج و غم از لحنِ اذانش پیداست
أشهد أن علی زخمیِ داغ زهراست
دیدگاه ها (۶)

آسمان بودوعلی بودوشب وغم هایش گردی از غصه نشسته به روی سیمای...

شعری بسیار زیبا طولانی هستش اما ارزش خوندن داره حتما تا آخر ...

زهرا رسول زاده

🔴 ابلیسِ ملعون خیلی خوب می‌داند که آمدنِ امام زمان (سلام الل...

🔴 حالا زندگی‌نامه ظریف هم پیگیری کنیدنوه علینقی کاشانی محتکر...

🤍 پروردگارا، تو زیباترینی؛ و من پس از شناخت تو، از غیر تو بی...

خدا تورو برا من نگه داره پسر ام البنین...🥺#قمربنی_هاشم_عباس_...

حامد سیاهکوهی/حامدسیاهکوهی

#لبیک_یامهدی #ظهور_نزدیک_است #لبیک_یا_مهدی #لبیک_یاحسین #عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط