من مثل هر مرد دیگه ای موهای بلند رو دوست داشتم. اما وقتی

من مثل هر مرد دیگه ای موهای بلند رو دوست داشتم. اما وقتی عاشق تو شدم، موهات کوتاهِ کوتاه بود. تو خودت بیزار بودی از موهات.. دلت میخواست زودتر شبیه چهرت تو گذشته شی، روزها و ماهها گذشتن و موهای تو بلندتر شد و تو زیباتر میشدی.. هرچقدر موهات بلند تر میشدن، تو بیشتر خودت رو دوست داشتی. تا جایی که یک روز دیگه برای من تو زندگیت جایی نبود.. با این حال، نمیشد من رو کنار بگذاری، برات خیلی سخت بود چون تو موهات رو با من بلند کرده بودی.. همین شد که یکهو، دیوونه شدی و رفتی جلو آینه و همشون رو از ته کوتاه کردی! اون وقت بود که فهمیدم قید همه چیز رو زدی.. من مثل هر مرد دیگه ای موهای بلند دوست داشتمو تو از سر لجبازی موهاتو کوتاه نکرده بودی..
چند وقت پیش عکست رو جایی دیدم،
موهات خیلی بلند شده بود..
فهمیدم بالاخره یکی اومده تو زندگیت
که تونست ازت قیچی رو بگیره
و فهمیدم که دوستش داری...
•••>join👇
دیدگاه ها (۵)

😥 😖

اوفف😍 😍 😍

رسوندمش دم خونه !صداش زدم با همون قیافه شیطون و مهربون گفت :...

- یع دخترع بود کِع- یع روز دآشت توۍ پآرکـ- بآزۍ میکرد - یع ع...

#یه چیز جالبی درباره بعضی آدم‌ها وجود داره اینه که وقتی بهشو...

سناریو:وقتی پدرتن و موهات فره و...اصل سناریو اینه:وقتی پدرتن...

آبِ دهانت رو بزور قورت دادى و درحالى كه تپش هاى ديوانه وارِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط