بیست هزار آرزو

بیست هزار آرزو
بود مرا پیش از این

در هوسش خود نماند
هیچ امانی مرا


👤 مولوی
دیدگاه ها (۱)

همچین شانس هایی دارید خدایی؟

مثل یک میکده در مرز کسالت هستم!مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم...

ناگاهآیینه‌ی رود، نقش غمی بنمود!شیطان لب آب.خاک سایه در خواب...

او مرا میخواست تا تنها نماند(:

جهان یادگارست و ما رفتنیبه گیتی نماند به جز مردمی. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط