رمان: هرگز ترکت نمی‌کنم

رمان: هرگز ترکت نمی‌کنم

پارت ۲:
علامت نارسیسا:×
علامت ولدرموت:*
علامت لوسیوس:~
نارسیسا وارد میشه. دراکو خودش رو سریع جمع و جور میکنه ولی چشم هاش پف کرده و قرمز بود.
× دراکو!
نارسیسا چند قدم به دراکو نزدیک شد. اما دراکو فقط تلاش می کرد چهرش رو پنهان کنه . نارسیسا با دیدن واکنش دراکو همونجایی که بود وایستاد .
×پسرم..... بهش گفتی؟
........_
×دراکو...... میخوای با ا.ت حرف بزنم؟
_ نه مامان! بهش گفتم.
دراکو بغض شدیدی توی گلوش بود.
×دراکو.... ولدرموت منتظره. باید بریم سر جلسه...... میای باهم بریم؟
_ باشه !....
دراکو و نارسیسا وارد جلسه شدن.
* سریع تر بشینین. براتون ی ماموریت دارم!
دراکو و نارسیسا کنار لوسیوس نشستن .
* خب مرگ خوار جوان، اسمت دراکو بود دیگه درسته؟
_بله
ولدرموت به دراکو نزدیک شد و دستش رو روی شونه ی دراکو گذاشت.
*داریم روی یک موضوع مهم کار میکنیم. خیلی جالب .
_ چیشده؟
* دوست دختر کوچولوت تو خطره!
_ چییییییییی؟
دراکو داد زد و سریع بلند شد. ترس توی بدنش جریان داشت. فکش منقبض شد ‌. شدید.
ولدرموت به چند نفر علامت داد که ا.ت رو بیارن و...........

چطور بود سیسی ها؟🌟



#دراکو#رمان#سناریو
دیدگاه ها (۰)

اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنمپارت ۱:*درخواستی* ویو راوی:+ نه...

بچه ها اگه درخواستی هست یا توی pv یا زیر پست ها بهم بگین.💬

همسر غیره منتظره

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط