یزدان من!

یزدان من!
تو را سوگند به طبیعت بکرت،
مرا نیز به طبیعتت پیوند زن! و بگذار اندکی در لابلای ابرهای بهاری چشمانم را بریکدیگر بگذارم و دقایقی با ذهنی اسوده و تهی از هر خیالی به خواب روم....

شب بخیر♡☆
دیدگاه ها (۲)

پرواز با خور شید بگذار ، که بر شاخهء این صبح دلاویز بنشینم ...

منظومه ی “آبی، خاکستری، سیاه”در شبان غم تنهايى خويشعابد چشم ...

خیلی قشنگه، حتما بخونید!👇 *💓 خلاصه ای نامه‌های بسیار زیبا و...

نامه ای از پروردگار (خیلی زیباست حتما بخونید👇 👇 👇 )سوگند به...

( اونایی که از خدا گله دارن بخونید) من و بارونمن نبودم آن که...

جان بلا نکارد" از روی نیکمت برخاست . لباس ارتشی اش را مرتب ک...

رضا چایچی شاعر تهرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط