رویای جوانی
#رویای #جوانی
#پارت_۲۱
من و سونگی با هم خوب شده بودیم . ولی نمی خواستیم که به بقیه بگیم تو یه موقعیت خوب بهشون بگیم . بهشون محل نمیداد به منم همینطور . ولی من میدونستم این بی محلی ها الکیه . جیمین و شوگا رفته بودن دنبال غذا . ولی وقتی برگشتن دیدم دست شوگا زخمی شده .
_ شوگا چی شده ؟ گازت گرفتن ؟
+ نه نه نه منو گاز نگرفتن نه اصلا .
دلم براش سوخت نمی خواست ما بفهمیم چون مینداختیمش بیرون . جیهو گفت : خب مگه پادزهر نداریم بیا بهش پادزهر بزنیم .
خواستیم بریم که یه دفعه شوگا نتونست تحمل کنه و تبدیل به زامبی شد .
+ نه شوگا نه پادزهر فقط وقتی جواب میده که هنوز زامبی نشده باشی .نه .
جیمین داشت گریه می کرد . اون بهترین دوست یونگی بود .
( از زبان جیمین )
یاد وقتایی افتادم که با یونگی چقد خوش میگذروندیم . خیلی حالم بد بود .
_ یونگی خواهش میکنم . نه . من . بدون تو نمیتونم نه .
یه دفعه نتونستم حرف بزنم . داشت سرم گیج می رفت . یه دفعه یادم افتاد وقتی شوگا رو دستش و گاز گرفتن . برای این بود که یه زامبی داشت پای منو گاز میگرفت و یونگی می خواست بندازتش اونور که زخمی شد .
حالم داشت خیلی بد میشد . دوییدم از توی اتاق رفتم بیرون . بغل اتاق پرستار هم یه اتاق بود رفتم اون تو .
( از زبان سونگی )
همه دوییدیم تو اتاق . وویی رفت دنبال جیمین . من خواستم برم تو اتاق که میونگ در اتاق رو قفل کرد . اون زنده بود . من بیرون بودم و یونگی روبه روم بود . خیلی ترسیدم .
_ یو...یونگی..... بیا .....با هم ....ح....حرف...بزنیم خب ؟ ( با ترس )
یه دفعه دویید اومد سمتم و من دور اتاق دوییدم و جیغ زدم .
_ نه . نه . یونگی نه صبر کن آخ . ( زمین خورد )
_ یونگی . لطفا به خودت بیا . خواهش میکنم . ( با گریه )
( یونگی درسته زامبی شده ولی میتونه تو ذهنش حرفاشو بگه )
دوییدم سمتش ولی حس کردم....
ببخشید اگه کمه چون تازه پارت گذاشته بودم وقت نکردم بیشتر بنویسم 😖
#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آر_ام #جین #یونگی #شوگا #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #وی #جونگکوک #کوکی #آرمی #بلک_پینک #جنی #لیسا #رزی #جیسو #بلینک #انهایپن #نیکی #جی #جیک #سونگهون #جونگوون #هیسونگ #سونو #انجین #کیپاپ #هیپ_هاپ #موسیقی
#پارت_۲۱
من و سونگی با هم خوب شده بودیم . ولی نمی خواستیم که به بقیه بگیم تو یه موقعیت خوب بهشون بگیم . بهشون محل نمیداد به منم همینطور . ولی من میدونستم این بی محلی ها الکیه . جیمین و شوگا رفته بودن دنبال غذا . ولی وقتی برگشتن دیدم دست شوگا زخمی شده .
_ شوگا چی شده ؟ گازت گرفتن ؟
+ نه نه نه منو گاز نگرفتن نه اصلا .
دلم براش سوخت نمی خواست ما بفهمیم چون مینداختیمش بیرون . جیهو گفت : خب مگه پادزهر نداریم بیا بهش پادزهر بزنیم .
خواستیم بریم که یه دفعه شوگا نتونست تحمل کنه و تبدیل به زامبی شد .
+ نه شوگا نه پادزهر فقط وقتی جواب میده که هنوز زامبی نشده باشی .نه .
جیمین داشت گریه می کرد . اون بهترین دوست یونگی بود .
( از زبان جیمین )
یاد وقتایی افتادم که با یونگی چقد خوش میگذروندیم . خیلی حالم بد بود .
_ یونگی خواهش میکنم . نه . من . بدون تو نمیتونم نه .
یه دفعه نتونستم حرف بزنم . داشت سرم گیج می رفت . یه دفعه یادم افتاد وقتی شوگا رو دستش و گاز گرفتن . برای این بود که یه زامبی داشت پای منو گاز میگرفت و یونگی می خواست بندازتش اونور که زخمی شد .
حالم داشت خیلی بد میشد . دوییدم از توی اتاق رفتم بیرون . بغل اتاق پرستار هم یه اتاق بود رفتم اون تو .
( از زبان سونگی )
همه دوییدیم تو اتاق . وویی رفت دنبال جیمین . من خواستم برم تو اتاق که میونگ در اتاق رو قفل کرد . اون زنده بود . من بیرون بودم و یونگی روبه روم بود . خیلی ترسیدم .
_ یو...یونگی..... بیا .....با هم ....ح....حرف...بزنیم خب ؟ ( با ترس )
یه دفعه دویید اومد سمتم و من دور اتاق دوییدم و جیغ زدم .
_ نه . نه . یونگی نه صبر کن آخ . ( زمین خورد )
_ یونگی . لطفا به خودت بیا . خواهش میکنم . ( با گریه )
( یونگی درسته زامبی شده ولی میتونه تو ذهنش حرفاشو بگه )
دوییدم سمتش ولی حس کردم....
ببخشید اگه کمه چون تازه پارت گذاشته بودم وقت نکردم بیشتر بنویسم 😖
#بی_تی_اس #بنگتن #نامجون #آر_ام #جین #یونگی #شوگا #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #وی #جونگکوک #کوکی #آرمی #بلک_پینک #جنی #لیسا #رزی #جیسو #بلینک #انهایپن #نیکی #جی #جیک #سونگهون #جونگوون #هیسونگ #سونو #انجین #کیپاپ #هیپ_هاپ #موسیقی
- ۱۳.۱k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط