از آن روزی که

ﺗﻨﻢ ﻟﺮﺯﯾﺪ از آن روزی که ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺩﯾﺪﻡ
به ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﯼ ﺷﯿﺮهای ﻧﺮ ﮐﻔﺘﺎﺭها ﻣﯽ ﺧﻨﺪن

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

کنون که وضعیت روزگار عادی نیست بیا چو بید بلرزیم اگرچه بادی ...

ببین در سطر سطر صفحه ی فالی که می بینم تو هم پایان تلخی داری...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختی چشم در چشمم شدی اما مرا نش...

خسته ام مثل تمام دخترکان گل فروش که انگار کز ازل بخت و خوشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط