پارت ایزوکو میدوریا
پارت ۲ ایزوکو میدوریا.
تو رفتی خونه یکم خونه رو تمیز جمع و جور کردی و برا شام نودل سبزی جان آماده کردی
چون غذای مورده علاقه ایزوکو بود و تو خواستی از دلش دراری. بعد از نیم ساعت ایزوکو با سر و وضع خونی برگشت و عصبی و بیحال بود
ایزوکو :ا/ت مگه ۱۰۰۰ بار بهت نگفتم اونجا نرو اونجا خطرناکه .... ها ؟
ا/ت :ببخشید ایزوکو ... دیکه تکرار نمیشه ....
ایزوکو :هوفففف باشه عزیزم به خواطر خودت میگم عزیزم
ایزوکو شامش رو خورد و اینجا ا/ت داره زخم های ایزوکو رو پانسمان میکنه :)
ا/ت : ایزوکو استینت رو بالا بزن
ایزوکو :باشه ...... اییییییی درد دارهههههههه
،
،
،
،
،
،
،
،
،
،
بقیشو دیگه خدا میدونه می پارت بدم
تو رفتی خونه یکم خونه رو تمیز جمع و جور کردی و برا شام نودل سبزی جان آماده کردی
چون غذای مورده علاقه ایزوکو بود و تو خواستی از دلش دراری. بعد از نیم ساعت ایزوکو با سر و وضع خونی برگشت و عصبی و بیحال بود
ایزوکو :ا/ت مگه ۱۰۰۰ بار بهت نگفتم اونجا نرو اونجا خطرناکه .... ها ؟
ا/ت :ببخشید ایزوکو ... دیکه تکرار نمیشه ....
ایزوکو :هوفففف باشه عزیزم به خواطر خودت میگم عزیزم
ایزوکو شامش رو خورد و اینجا ا/ت داره زخم های ایزوکو رو پانسمان میکنه :)
ا/ت : ایزوکو استینت رو بالا بزن
ایزوکو :باشه ...... اییییییی درد دارهههههههه
،
،
،
،
،
،
،
،
،
،
بقیشو دیگه خدا میدونه می پارت بدم
- ۷۶۲
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط