از قـافلـه جــا مــانـدم

درست سال ها پیش،

جـــــا مـاندم...

 

زندانی این روزگار زشت شدم...

روزگاری که

نه از جنس مـــن است نه از بـــرای من...

 

چه رسمیست دنیــا!

از گردشش می نالـیم و می نـــالـیم

و روز زمین گیر شدنمان را جشن میگیریم!

 

نمیدانم...

قلمم زیر بار دردها ترک برداشته... کمرم خم شده!...

با این حال

هنوز هم به دوست لبخند میدهم

 

بیست و سه سالگیم تمام شد

امشب آغاز بیست و چهارمین سالگرد

غربت نشینی ام هست....

به رسم عادت...

 

تولـــــــــــدم مبــــــارک
دیدگاه ها (۱۲)

از قـافلـه جــا مــانـدمدرست سال ها پیش،جـــــا مـاندم... زن...

از قافله جا ماندمـ ...سالها پیشجا ماندمـ ...زندانی این روزگا...

اَز قافِله جا ماندَم.. دُرُست چَند سالِ پیش.. زِندانیِ این ر...

از قافله جا ماندم درست شانزده سال و چند ماه مان...

از قافله‌ ی، جا ماندمدرست بیست و چند سال پیش، ماندم ...زندان...

تو این مدت نزدیک ۲ سال و چند ماه دوستای مجازی زیادی پیدا کرد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۴. خد...

♨️پاسخ عزتمندانه متکی به نماینده آلمان:انتقام خون امام شهیدم...

نیما اکبرخانی شیر مادر و نان پدر حلالتقشنگ جواب جلایی‌پور رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط