این روزها، تقریباً هر جلسه و دیداری که دکتر پزشکیان در آن
این روزها، تقریباً هر جلسه و دیداری که دکتر پزشکیان در آن حاضر میشود، با فهرستی بلند از مشکلات کشور آغاز میشود. از گرانی و تورم گرفته تا ناکارآمدیها و گرههای کور مدیریتی؛ ایشان با نیتی صادقانه و رویکردی شفاف، سعی دارند تصویر واقعی از وضعیت موجود ترسیم کنند
اما نکتهای که در این میان مغفول میماند، فقدان «راهکار» در ادامهٔ این فهرست است.
مردم ایران بهخوبی از وضعیت معیشتی و دشواریهای روزمره آگاه هستند؛ آنقدر که نیازی به تکرار آن از زبان رئیسجمهور ندارند. کافی است یکبار برای خرید به سوپرمارکت محلمان برویم! درد آشکار است؛ آنچه مردم از رئیسجمهور خود انتظار دارند، «نسخه» است، نه تکرارِ درد
از سوی دیگر، در شرایط حساس کنونی که کشور درگیر جنگ ترکیبی و رسانهای دشمن است، هر سخنرانی عمومی تنها برای مردم پخش نمیشود؛ دشمن نیز تکتک عبارات را رصد و از آن بهرهبرداری میکند. تأکید مکرر بر مشکلات بدون ارائهٔ افق روشن و برنامهٔ عملیاتی، در بهترین حالت بیاثر است و در بدترین حالت، به «پالس ضعف» برای معاندان تبدیل میشود
نکتهٔ قابل تأمل دیگر آنکه نظام در موارد متعددی برای تسهیل امور و همراهی با رویکردهای دولت، از جمله در بحث مجوزدادن به مذاکره با آمریکا که موردنظر رئیسجمهور بود، گام برداشته و میدان را برای ایشان باز کرده است؛ این درحالی است که سابقه و تجربهٔ تاریخی نشان میدهد علیالاصول این مسیر، بیراهه و بینتیجه است. این همراهی نظام، انتظار برای ارائهی دستاورد و برنامهی عملیاتی را دوچندان میکند
آنچه از رئیسجمهور انتظار میرود، عبور از مرحله «مشکلشناسی» بهسمت «راهحلدهی» است. اگر مردم باید کاری کنند، دعوت به اقدام؛ اگر مسئولان کوتاهی دارند، خطدهی روشن؛ اگر رسانهها باید کمک کنند، تکلیف مشخص. این همان نقشی است که مردم از رئیسجمهور خود توقع دارند؛ نقشی که فراتر از توصیف وضعیت موجود، به ترسیم مسیر برونرفت از بحران میپردازد
غُرزدن را هر کسی در کوچه و خیابان بلد است؛ اما سخن رئیسجمهور باید افقگشا و راهگشا باشد و همراهی نظام را با دستاوردهای عینی پاسخ دهد
اما نکتهای که در این میان مغفول میماند، فقدان «راهکار» در ادامهٔ این فهرست است.
مردم ایران بهخوبی از وضعیت معیشتی و دشواریهای روزمره آگاه هستند؛ آنقدر که نیازی به تکرار آن از زبان رئیسجمهور ندارند. کافی است یکبار برای خرید به سوپرمارکت محلمان برویم! درد آشکار است؛ آنچه مردم از رئیسجمهور خود انتظار دارند، «نسخه» است، نه تکرارِ درد
از سوی دیگر، در شرایط حساس کنونی که کشور درگیر جنگ ترکیبی و رسانهای دشمن است، هر سخنرانی عمومی تنها برای مردم پخش نمیشود؛ دشمن نیز تکتک عبارات را رصد و از آن بهرهبرداری میکند. تأکید مکرر بر مشکلات بدون ارائهٔ افق روشن و برنامهٔ عملیاتی، در بهترین حالت بیاثر است و در بدترین حالت، به «پالس ضعف» برای معاندان تبدیل میشود
نکتهٔ قابل تأمل دیگر آنکه نظام در موارد متعددی برای تسهیل امور و همراهی با رویکردهای دولت، از جمله در بحث مجوزدادن به مذاکره با آمریکا که موردنظر رئیسجمهور بود، گام برداشته و میدان را برای ایشان باز کرده است؛ این درحالی است که سابقه و تجربهٔ تاریخی نشان میدهد علیالاصول این مسیر، بیراهه و بینتیجه است. این همراهی نظام، انتظار برای ارائهی دستاورد و برنامهی عملیاتی را دوچندان میکند
آنچه از رئیسجمهور انتظار میرود، عبور از مرحله «مشکلشناسی» بهسمت «راهحلدهی» است. اگر مردم باید کاری کنند، دعوت به اقدام؛ اگر مسئولان کوتاهی دارند، خطدهی روشن؛ اگر رسانهها باید کمک کنند، تکلیف مشخص. این همان نقشی است که مردم از رئیسجمهور خود توقع دارند؛ نقشی که فراتر از توصیف وضعیت موجود، به ترسیم مسیر برونرفت از بحران میپردازد
غُرزدن را هر کسی در کوچه و خیابان بلد است؛ اما سخن رئیسجمهور باید افقگشا و راهگشا باشد و همراهی نظام را با دستاوردهای عینی پاسخ دهد
- ۴۲۹
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط