⭐🌕کاد فادر🌕⭐
⭐🌕کاد فادر🌕⭐
پارت ۶
----------------------------------------⭐🌕⭐-------------------------------------
رفتیم داخل اتاق جازمین
میلرزید و بی حس و بی جون بود چشماش رو نمی تونست باز نگه داره
جون کوک سریع رفت بغلش کردو با گرما یه تنش گرمش کرد.
¶ وایسا الان پتو میارم
یک پتوی سنگین اوبردو و انداختن روی جاز مین
∆ تو برو من مراقبشم
¶ باشه پس من رفتم
⭐🌕ویو صبح 🌕⭐
صبح با نور خورشیدی که روی چشمام افتاده بود بیدار شدم تو بغل جون کوک بودم خیلی پتوش سنگین بود نمی تونستم تکون بخورم بیام تکون بخورم
∆ همین جا بمون نرو
@ ولی من دیگه خوابم نمی یاد
∆ نرو باید استراحت کنی وگرنه یک کاری میکنما
@ چی کار مثلاً میخوای کنی
∆ بیهوشت میکنم
صورتم رو تو سینه جون کوک و گریه کردم
∆ آخه حیف اون مرواریدا نیستا که داری میری بیرون بیبی گرل
@ من که برای کسی مهم نیستم من وقت کسی ام که تا وقتی که بقیه باهاش کار دارن خوبه و ارزش داره ولی وقتی که به درد کسی نمی خوره دیگه منو از زندگی شون میندازن بیرون و با روح یکی میدونن چرا آخه چرا نمیتونم تحمل کنم میخوام بمیرم ولی خودکشی اعصری نداره.(با گریه شدید)
∆ نه تو خیلی از اونی که فکر میکنی با ارزش تری بیبی
¶ زنه خوشگلم چطوره
@ اگه مهم بودم برات الان این جا نبودم حتی مامانم هم چند ماه یک بار ولم میکنه نزدیک یک سال و میزاره و میره و تنهایی تنهام میزاره
¶ من بهت قل میدم که مثل اونا نباشم و تا ابد پیشت باشم بیبی
⭐🌕پایان پارت ۶🌕⭐
(این پارت رو با اشک نوشتم و باتمام چیزا آیی که تو دلم بود اگه بعد شده ببخشید دیگه)
پارت ۶
----------------------------------------⭐🌕⭐-------------------------------------
رفتیم داخل اتاق جازمین
میلرزید و بی حس و بی جون بود چشماش رو نمی تونست باز نگه داره
جون کوک سریع رفت بغلش کردو با گرما یه تنش گرمش کرد.
¶ وایسا الان پتو میارم
یک پتوی سنگین اوبردو و انداختن روی جاز مین
∆ تو برو من مراقبشم
¶ باشه پس من رفتم
⭐🌕ویو صبح 🌕⭐
صبح با نور خورشیدی که روی چشمام افتاده بود بیدار شدم تو بغل جون کوک بودم خیلی پتوش سنگین بود نمی تونستم تکون بخورم بیام تکون بخورم
∆ همین جا بمون نرو
@ ولی من دیگه خوابم نمی یاد
∆ نرو باید استراحت کنی وگرنه یک کاری میکنما
@ چی کار مثلاً میخوای کنی
∆ بیهوشت میکنم
صورتم رو تو سینه جون کوک و گریه کردم
∆ آخه حیف اون مرواریدا نیستا که داری میری بیرون بیبی گرل
@ من که برای کسی مهم نیستم من وقت کسی ام که تا وقتی که بقیه باهاش کار دارن خوبه و ارزش داره ولی وقتی که به درد کسی نمی خوره دیگه منو از زندگی شون میندازن بیرون و با روح یکی میدونن چرا آخه چرا نمیتونم تحمل کنم میخوام بمیرم ولی خودکشی اعصری نداره.(با گریه شدید)
∆ نه تو خیلی از اونی که فکر میکنی با ارزش تری بیبی
¶ زنه خوشگلم چطوره
@ اگه مهم بودم برات الان این جا نبودم حتی مامانم هم چند ماه یک بار ولم میکنه نزدیک یک سال و میزاره و میره و تنهایی تنهام میزاره
¶ من بهت قل میدم که مثل اونا نباشم و تا ابد پیشت باشم بیبی
⭐🌕پایان پارت ۶🌕⭐
(این پارت رو با اشک نوشتم و باتمام چیزا آیی که تو دلم بود اگه بعد شده ببخشید دیگه)
- ۴۱۰
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط