سعدیا گر همه شب شرحِ غمش خواهی گفت

سعدیا گر همه شب شرحِ غمش خواهی گفت

شب به پایان رود و شرح به پایان نرود
دیدگاه ها (۴)

تو باشی ...شب تو جاده ....موزیک رو تکرار ....

من ارگِ بم و خشت به خشتم متلاشیتو نقشِ جهان، هر وجبت ترمه و ...

_lهر گاه تورا دیدم گفتم « گر زِ چشمانت بگویم شهر بی پایان شو...

گر زِ چشمانت بگويم شِعر بی‌پايان شود ؛گر زِ موهايت بگويم راز...

اذیت بشم فدای سر حسین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط