پارت پنج
پارت پنج
جین: باشه ولی میشه ام..امشب پیشم بمونی
لونا: به شرطی که راجب اتفاق های امشب حرف نزنی
جین لونا رو بغل کرد گذاشتش رو مبل
لونا: دیوونه ای
جین: نمی دونم
جین رفت شیر کاکائو آورد
لونا وقتی دید چشماش برق زد
لونا: فکر کردی من با اینا خر میشم
جین: اینجوری نگووووو آها راستی
جین رفت چندتا چیز شکلاتی آورد چون میدونست لونا عاشق کاکائو هست
جین: گاهی وقتها فکر میکنم اینا رو بیشتر از من دوست داری
لونا: خب خوشمزه هستن
جین کنار لونا نشست دستشو دور گردن لونا که گذاشت لونا فوراً بلند شد
لونا: جین نکن این کارو
جین: من که دوش گرفتم لباسمم عوض کردم پس مشکلت چیه
لونا: ربطی به اینا نداره که میدونی چیه آخه آخه شیر کاکائو یدونه هست خیلی هم خوشمزه بود حالا من بستنیش هم میخوام
جین: الان ساعت یکه همه جا بسته هست
لونا: یه روز دو روز سه
جین: چیکار میکنی
لونا: دارم میشمارم ببینم چند روز باهات قهر باشم
جین: اوکی اوکی یونگی نارنگی داده جیمین موچی داده جونکوک هم که میدونی شیر موز داده اونا رو بخور فردا میبرمت هرچی دوست داشتی بخر
لونا: ببین اعضا چقدر دوستم دارن
جین: بیا بریم یه جایی هست که بازه
برات میخرم از اونجا
لونا پرید رو کول جین
لونا: بریممممم
بعضی وقتا همه چیز طول میکشه تا تموم بشه ولی اینا انقدر عاشق هم بودن
که تنها چیزی که براشون مهم بود عشق بود شاید لونا نتونه دوباره مثل قبل به جین اعتماد کنه ولی حتی بیشتر از قبل عاشق جین شده بود
رمان بعدی از کی باشه؟
جین: باشه ولی میشه ام..امشب پیشم بمونی
لونا: به شرطی که راجب اتفاق های امشب حرف نزنی
جین لونا رو بغل کرد گذاشتش رو مبل
لونا: دیوونه ای
جین: نمی دونم
جین رفت شیر کاکائو آورد
لونا وقتی دید چشماش برق زد
لونا: فکر کردی من با اینا خر میشم
جین: اینجوری نگووووو آها راستی
جین رفت چندتا چیز شکلاتی آورد چون میدونست لونا عاشق کاکائو هست
جین: گاهی وقتها فکر میکنم اینا رو بیشتر از من دوست داری
لونا: خب خوشمزه هستن
جین کنار لونا نشست دستشو دور گردن لونا که گذاشت لونا فوراً بلند شد
لونا: جین نکن این کارو
جین: من که دوش گرفتم لباسمم عوض کردم پس مشکلت چیه
لونا: ربطی به اینا نداره که میدونی چیه آخه آخه شیر کاکائو یدونه هست خیلی هم خوشمزه بود حالا من بستنیش هم میخوام
جین: الان ساعت یکه همه جا بسته هست
لونا: یه روز دو روز سه
جین: چیکار میکنی
لونا: دارم میشمارم ببینم چند روز باهات قهر باشم
جین: اوکی اوکی یونگی نارنگی داده جیمین موچی داده جونکوک هم که میدونی شیر موز داده اونا رو بخور فردا میبرمت هرچی دوست داشتی بخر
لونا: ببین اعضا چقدر دوستم دارن
جین: بیا بریم یه جایی هست که بازه
برات میخرم از اونجا
لونا پرید رو کول جین
لونا: بریممممم
بعضی وقتا همه چیز طول میکشه تا تموم بشه ولی اینا انقدر عاشق هم بودن
که تنها چیزی که براشون مهم بود عشق بود شاید لونا نتونه دوباره مثل قبل به جین اعتماد کنه ولی حتی بیشتر از قبل عاشق جین شده بود
رمان بعدی از کی باشه؟
- ۴۶۹
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط