غروبی که یادآور یه روز دیگه واسه رسیدن به معبود منه...همو

غروبی که یادآور یه روز دیگه واسه رسیدن به معبود منه...همون غروبی که پشت بهش وایمیسم تا با تا روبرو از این حجم فاصله ها طلوع چشمان تورا ببینم
دیدگاه ها (۱)

رمانمو ساختممم بخونید ببینید خوشتون میاد

یک ماه پیش سوار یکی از این ماشین‌های گذری شدم که برم سرکار…ر...

انیمه ی فوق العده ای بود❤️از لحاظ روحی نیاز دارم حافظم پاک ش...

تبریک به همه‌ی رفقا که بالاخره رسیدن به این سطح از دانش‌آموز...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۴: بخشی از آزمونجونگ‌کوک همین‌جوری که داش...

هشدار::

*تلاش نهم*😭😭ادیترو نصف کردم ببینم میاره یا نههه😭تروخدا پستت ...

پارت38 قمار یا زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط