#تکپارتی

#تکپارتی

( وقتی از مهمونی اومدی و مستی)
( علامت کوک _ علامت + )

ویو ا.ت

امشب رفته بودم مهمونی بدون اینکه به کوک بگم.
یه نگاهی به ساعت کردم ساعت ۲ شب بود برای همین زود رفتم خونه....
رفتم داخل که دیدم کوک نشسته و منتظر منه...

+ س..سلام(مست)

_ کجا بودی تا این وقت شب؟

+ م..مهمونی

_ اون وقت با اجازه کی؟🤨

+ ببخشید

_ تنبیهی

+ چیییی

_ همین که گفتم

ویو کوک

ا.ت رو براید استایل بغل کردم و بردم سمت اتاق و پرتش کردم رو تخت...
لباس هاشو توی تنش جر دادم و لبام رو گذاشتم رو لباش...
بعد از ۱۰ دقیقه رفتم سمت گردنش روی گردنش کیس مارک های عمیق میزاشتم و بعد رفتم سمت سینه های ا.ت یکی رو میخوردم و مک میزدم اون یکی رو فشار میدادم(🤦🏻‍♀🎀)

+ کوک آروم تر

_ ....

یکم بعد رفتم سمت شکمش شکمش رو کبود میکردم و بوس بعد رسیدم به اصل کاری(😂🎀)

سرمو کردم داخل و لیس میزدم...

+ کوک تندتر بخور

_ باشه(خمار)

بعد خواستم که ا.ت برام س/ا/ک بزنه یکم بعد داخل ا.ت کردم بدون اینکه بزارم عادت کنه شروع کردم به تلمبه زدن(اینا چیه من مینویسم😂🎀)

+ اهههه...کوک اروم تر

کوک: عادت میکنی

یکم بعد هردو ارضا شدیم و من توی ا.ت خالی کردم و بعد ا.ت رو بردم حموم و خوابیدیم.

پایان.
دیدگاه ها (۰)

#تکپارتیات و تهیونگ چند سال بود که باهم ازدواج کرده بودن تهی...

❁افسانه فیکشن❀:https://abzarek.ir/service-p/msg/4776064لینک ...

تکپارتی شوگا

#سناریوغدا رو خراب میکنیم(خاک)نامجون : الهی عزیزم بیا کتاب آ...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

خون با عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط