من آن خورشید زر پوشم که با ظلمت نمی جوشم

من آن خورشید زر پوشم که با ظلمت نمی جوشم
به جز آغوش دریا را نمی گیرم در آغوشم
دیدگاه ها (۱)

نمی دونم چرا از تحرکات و اقدامات عراقچی دلشوره می گیرم هر مو...

بیا و در آغوشم بگیر،که بی‌تو،جویباری‌ام تنها،که به دریا دل ن...

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلاً به تو افتاد مسیرم که ب...

اهواز، شهری که خورشید را با نخل‌ها قسمت می‌کند و کارون، هر ش...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

آن روز که زمین، آخرین حجت خدا را در آغوش گرفت،چراغ امید در د...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

🇮🇷 ایران یعنی اقتدار؛ در هر عمق و هر نقطه.از سطح خلیج فارس ت...

در ژرفای وجود تو، نوری هست که هیچ تاریکی توان خاموش کردنش را...

دوباره شبو تب تند خواستنتروحم آنقدر هوایی توستکه در کالبد جس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط