نقاش بود

نقاش بود
همیشه می‌گفت چه چیزی بهتر از کشیدن طبیعت
چه چیزی بهتر از کشیدن رویت
عاشق شغلش بود
مدت ها بعد از رفتنم
فهمیدم که دیگر نقاشی نکرد
به گمانم دستش یاری نمی‌کرد
رفتن هارا بکشد
-------------------------------------------☆☆
دیدگاه ها (۱)

در پاره ای موارد، حذف کردن برخی آدمها از زندگیتان، جا را برا...

جسارت داشته باش و زندگی کناما جوریکه خودت دوست دارینه جوریکه...

واژه ها را اشتباه به کار نبریم،'' ببخشید '' فقط میتواند برای...

بالاخره همه یک روزی می‌میرند و صد سال که بگذرد، دیگر هیچ‌کس ...

عشق ممنوع part=۱۱(دفترچه خاطرات جونگکوک – شب، خونه)"هفته گذش...

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

پناه‌او#پارت‌چهارمروزها شب ها می گذشت و دل آلستور بیشتر .. ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط