سی و سه

سی و سه
عشق یا مرگ

باشه من ازت می‌خوام با یونگی ازدواج کنی
ا.ت ،اما پدر بزرگ
پ.ز. دخترم می‌دونم خیلی یهویی شد و منم به عنوان کسی که یه دفه تو زندگیت اومده اما خب باید یکی باشه که ازت مراقبت کنه نه
ا.ت یه نگاه کردم دیدم شوگا داره پدر بزرگم رو نگاه می‌کنه و استرس داره منم خودم درسته که از حسم مطمئن نیستم اما خب پیش اون حالم خوبه که گفتم
ا.ت ، هرچی سرورم امر کنه من موظف هستم اطاعت کنم
پ.ز. خوبه آفرین من میرم دیگه میرم و می‌ره
ا.ت ، من میرم تو اتاقم
جیمین ، برو دایی جون یکم استراحت کن شبت بخیر
ا.ت ، شب تون بخیر
و می‌ره تو اتاقش
جیمین ، شوگا
شوگا ، هوم بله
جیمین ، تو می‌دونستی
شوگا ، خبر داشتم که عالیجناب قراره یه مقاله در باره منو ا.ت بگه اما خب نمی دونستم که ازدواجه
جیمین ، اشکال ندارد دیگه شده ولش کن الان برو پیش ا.ت و ارومش کن حتمی به خاطر زوری که بالا سرشه خیلی عصبیه
شوگا ، برم چی بگم
جیمین ، خو یچی بگو دیگه برو
و شوگا ، می‌ره و در میزنه.....
دیدگاه ها (۳۱)

پارت سی و چهار عشق یا مرگدر میزنن که ا.ت درو واز می‌کنه شوگا...

پارت سی و پنج عشق یا مرگفلش بک به بعد عروسی تو عروسی اتفاق خ...

پارت سی و دو عشق یا مرگداشت بند لباسمو می‌بست هرزگاهی دستش ب...

پارت سی و یک عشق یا مرگکه دیدم هفتو نیم شد رفتم موهای بلندمو...

ONLY MINE PART 15میرا . این نامه مال کیه ا/ت تو میشناسی ؟ ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط