همیشه یک جائی از زندگی یک دفعه یه اتفاقی می افته

همیشه یک جائی از زندگی یک دفعه یه اتفاقی می افته
یک دفعه می رسی به یک بی تفاوتی،
نه بی تفاوتی، شاید این کلمه درست نباشه،
می رسی به آرام گذشتن از کنار یه چیزی،
می رسی به جائی که احساس می کنی کنلجار رفتن با اون بی فایده ست.
و باز سعی می کنی فقط آروم از کنارش عبور کنی.
هیچوقت نمی تونی اون جوری که باید احساس واقعیت رو برای دیگران تفسیر کنی،
چون آدمها عادت دارند برداشت شخصی از هرچیزی داشته باشند ...
دیدگاه ها (۱)

فرقی نداشت دیشب و امشب برای منجز آنکه بر نببود تو یک شب اضاف...

هووووف خدایا...

روزی که نماند دگری بر سر کویتدانی که ز اغیار وفادار ترم من

واقعا سخته...خیلی سخت...

درس بخون، درس نمی خونی کتاب بخون، کتاب نمی خونی شعر بخون،خون...

_ یه روز با یکی آشنا میشی که مهم نیست چقدر ازت فاصله داره ،م...

آدم امن زندگی می‌دونی یعنی چی؟ یعنی اشتباهاتت رو پیشش اعتراف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط