آری مـرد هـم نـاز میـکند ...

آری مـرد هـم نـاز میـکند ...
وقتـی دستـهای عشقش را میـگیـرد ...
وقتـی در بغـل تـو آرام میـگیـرد ...
و در سکـوت نفـس های تو چشمـهایش را میـبنـدد ...
آری مـرد هـم نـاز میـکنـد ...
وقتـی از درد هـایش با تـو میـگویـد ...
وقتـی از راز هـایش میـگویـد ...
وقتـی تو را عاشـقانه میـپرستـد ...(♥)
آری مـرد هـا هـم قلـب دارنـد ...(♥)
دیدگاه ها (۲)

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وپنجم | تلهدرهای انبار قفل شدند.صدای دنیل ...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

گاهی، قوی‌ترین مردان هم در سکوت شب، آغوشی امن می‌جویند. جایی...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁵⁰طی چند روز بعد...وضعیت ت...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 4فلیکس در را بست و نگاهش بین هان و رئیس جابه‌...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وچهارم 𓆪 🖤🥀اسما نفسش بند آمده بود.ـ «با...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط