رمان فرفری من

رمان فرفری من
پارت سوم

رفتیم نشستیم که یک پسوری از پشت سرمون گفت:
جوننن یک رل چشم رنگیمون نشه؟
و بعد صدای خنده خودشو و دوستاش کل کلاس را گرفت که استاد گفت:
چه خبرتونه ساکت شین دیگه....
اون پسره: ببخشید
کلاس که تمام شد وسایلمو جمع کردم و با رزی رفتیم بیرون روی نیمکت نشستیم دیدیم همون پسره با دوستاش دارن میان سمتمون رزي تا دیدشون گفت:
عه همون پسر جیگره
جنی:همون پسر جیگره این شبیه........ وای خدا(عصبانی)
رزي: درست حرف بزن با کراشم
جنی:خفه شو بابا تو دیگه نمیخواد برای من هی کراشم کراشم کنی.
فکر کنم پسره شنید.
پسره اومد جلوتر و گفت:
تو که رلم نشدی بزار دوستت رلمون شه دیگه
جنی:داش این دوست من خودش رل داره.

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۲)

رمان فرفری من پارت چهارمرزي آروم در گوشم گفت:خفه شو حالا دوت...

رمان فرفری من پارت پنجمیکم که دقت کردم دیدم درش بازه و یه وا...

رمان فرفری من پارت دوماز اتاقم اومدم بیرون که صدای آیفون ا...

موضوع:رمان فرفری منامیدوارم که دوست داشته باشید. نوع داستان ...

۳ عاشق از خواب بیدار شدم وای باید بلند شم دوباره برم مدسه خس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط