.عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم بعد عاشق کردن

.عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم بعد عاشق کردنش خود را فدایی میکنم گفته اند او عاشق شعر است و شاعر پیشگی با همین ترفند از او دلربایی میکنم من که "شاعر " نیستم اما به عشق او چنین در میان دوستان " شاعر نمایی" میکنم!! قلب او سنگیست من میکوبمش با شعر ناب کعبه ای میسازم از آن و خدایی میکنم او طلسمم کرده با آن چشمهای مشکی اش شعر میخوانم نگاهش را گدایی میکنم من به اعجاز "غزل" بر قلب انسان واقفم آخرش هم با " غزل" او را هوایی میکنم
دیدگاه ها (۳)

کاش دل مثل کبوتری بودکه هر صبح رهایش می کردم به آسمان و هر غ...

آهای مردم روز مرگم ریشه هارا کناربزنیدوجنازه ام رازیر بید مج...

تورا من تو کردم، وگرنه "او" هم برایت زیاد است.. پس انقدر برا...

غــــــــــــﺮور ﯾـــُﻌـــﻨــــــــــــــﯽ: ﺗـــــــــــــو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط