هنوز هم عاشقانه‌هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم..

هنوز هم عاشقانه‌هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم..
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم..
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است..

این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال باران می‌روم.
می‌دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است..
می‌دانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،
کسی که جز تو نیست بازمی‌گردد..

می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شویم؛ پس بگذار بخوانم:
اولین عشق من و آخرین عشق من تویی
نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی..
دیدگاه ها (۹)

آدم ها فقط آدم هستند,نه بیشتر و نه کمتر... اگر کمتر از چیزی ...

عاقبت دستانمان رو میشود با شعرها /مثل چشمانی که بعد از گریه ...

احترام به حقوق خانوماااادر زمانهای خیلی خیلی قدیم:مرد: آآآآآ...

یه مطلب فوق العاده که شاید ساعتی بهش فکر کردن ارزشش رو داشته...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

دیــــار کهن𓅃«بیژن و منیژه»روزی از روزگاری در ایران باستان،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط