یک روزایی هست ...

یک روزایی هست ...
فقط نیاز داری به یک گوشه دنج از کل دنیا،
گوشه ای که بشه فقط برای چند دقیقه دور شد از مشغله ها و بدون هیچ فکر و خیالی فقط نشست و غرق شد تو طعم عجیبِ قهوه و به قدم هایی که باید برای آینده برداری و مسیری که قراره طی کنی فکر کرد ...
باید بشینی تمام چیزایی که باعث ناراحتیت میشن و خستگیتو بیشتر میکنن رو تک به تک بریزی دور!
آدم گاهی احتیاج داره به یک گوشه دنج که بشینه با خودش صحبت کنه بگه:
آهای"من"،حالت خوبه؟
دلت چی میخواد الان؟
نبینم خسته باشی،میگذره این حالِ بد ...
تموم میشه این سردرگمی،این بلاتکلیفی!
با هم همه چیز رو درست میکنیم ...

- اخه میدونین،
گاهی وقتا هیچ کس جز خود آدم،نمیفهمه دردش چیه ...
🄱🄰🄷🄰🅁
دیدگاه ها (۶)

هیچوقت یادم نمیره ...ده-یازده سالم که بود،تو بازی با بچه های...

گوهر خانم همسایمون،زن خوبی بود ...از صبح تا دم دمای غروب میش...

روزی به شخصی گفتند که چگونه زندگی خودت را آرام و بدون جنجال ...

آدم گاهی اوقات جرات ترک دنیایی که ساخته،جرات خراب کردن تصورا...

ممنونماز آدم‌هایی که در زندگی منچه کوتاه نقش داشتند، چه هستن...

^فیک جونگکوک^(پارت۵۹)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط