وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و پارت چهاردهم
وقتی عاشق دست راست مافیا میشی و... (پارت چهاردهم)
(ا/ت)
ساعت هشت شب شده بود یه لباس مشکی باز پوشیدم با کفشای مشکی پاشنه بلندم لوناهم آماده شده بود
لونا:اوه.. بنظرت لباسی که پوشیدی یکم زیادی باز نیست؟
ا/ت:فقط همین شبه میخوام راحت باشم دوما لباس خودتم زیاد..
لونا::حرف نزن باید بریم زودباش
خنده آرومی کردم و باهم به سمت بار حرکت کردیم..
(چند مین بعد)
از ماشین پیاده شدیم وقتی وارد بار شدیم نفسم بخاطر بوی تند الکل و سیگار گرفت و به سرفه کردن افتادم ولی بعد از چند دقیقه خوب شدم به سمت میز رفتیم یه مشروب رو کامل سر کشیدم بعد از چند دقیقه دیدم لونا اون وسط داره میرقصه اونقدری مست بودم که فقط سرمو گذاشتم روی میز و خوابم برد
(تهیونگ)
این در لعنتی رو چرا باز نمیکنه این دختره
خیلی از اینکه توی همچنین وضعیتی بودم عصبی بودم فقط میخواستم یکی باشه تا حد مرگ بزنمش دیگه امیدی به اینکه این در کوفتی رو باز کنن نداشتم میخواستم برای اینکه کمی آروم بشم کمی مست کنم پس به سمت بار حرکت کردم
(ا/ت)
کمی که خوابیده بودم دوباره بیدار شدم دیدم یکی کنارم نشسته و و داره مشروب میخوره با دستم تکونش دادم:هعی تو...تو چت شده که میخوای مست کنی
(جیمین)
صدای اون دختر خیلی برام آشنا بود به سمت صدا برگشتم که ا/ت رو دیدم اون بشدت مست بود و برای اینکه دیدم با یه همچنين لباس بازی اومده بود تو این کوفتی عصبی بودم :تو اینجا چیکار میکنی اونم با این لباس؟
ا/ت:هومم؟..به توچه مردیکه مگه تو کی
کتم رو از تنم در آوردم و دورش انداختم :آخه این تیکه پارچه چیه دورت کردی ا/ت:میگیرم همین لیوان تو سرت میشکونما به تو چه آخه..
با صدای دعوا صورتمو برگردوندم و تهیونگ رو دیدم که داشت یه پسره رو میزد میخواستم برم از هم جداشون کنم که دیدم دست لونا رو گرفت و با عصبانیت زیاد از اونجا بیرون شدن
ا/ت:اوه دیدی چیشد؟..صورت خوشگل پسره نابود شد برم بوسش کنم خوب شه حتما درد داره
با این حرفش کفری شدم بلندش کردم که دیدم نمیتونه راه بره پس کولش کردم و توی ماشین گذاشتمش که خیلی زود خوابش برد
❌کپی ممنوع❌
(ا/ت)
ساعت هشت شب شده بود یه لباس مشکی باز پوشیدم با کفشای مشکی پاشنه بلندم لوناهم آماده شده بود
لونا:اوه.. بنظرت لباسی که پوشیدی یکم زیادی باز نیست؟
ا/ت:فقط همین شبه میخوام راحت باشم دوما لباس خودتم زیاد..
لونا::حرف نزن باید بریم زودباش
خنده آرومی کردم و باهم به سمت بار حرکت کردیم..
(چند مین بعد)
از ماشین پیاده شدیم وقتی وارد بار شدیم نفسم بخاطر بوی تند الکل و سیگار گرفت و به سرفه کردن افتادم ولی بعد از چند دقیقه خوب شدم به سمت میز رفتیم یه مشروب رو کامل سر کشیدم بعد از چند دقیقه دیدم لونا اون وسط داره میرقصه اونقدری مست بودم که فقط سرمو گذاشتم روی میز و خوابم برد
(تهیونگ)
این در لعنتی رو چرا باز نمیکنه این دختره
خیلی از اینکه توی همچنین وضعیتی بودم عصبی بودم فقط میخواستم یکی باشه تا حد مرگ بزنمش دیگه امیدی به اینکه این در کوفتی رو باز کنن نداشتم میخواستم برای اینکه کمی آروم بشم کمی مست کنم پس به سمت بار حرکت کردم
(ا/ت)
کمی که خوابیده بودم دوباره بیدار شدم دیدم یکی کنارم نشسته و و داره مشروب میخوره با دستم تکونش دادم:هعی تو...تو چت شده که میخوای مست کنی
(جیمین)
صدای اون دختر خیلی برام آشنا بود به سمت صدا برگشتم که ا/ت رو دیدم اون بشدت مست بود و برای اینکه دیدم با یه همچنين لباس بازی اومده بود تو این کوفتی عصبی بودم :تو اینجا چیکار میکنی اونم با این لباس؟
ا/ت:هومم؟..به توچه مردیکه مگه تو کی
کتم رو از تنم در آوردم و دورش انداختم :آخه این تیکه پارچه چیه دورت کردی ا/ت:میگیرم همین لیوان تو سرت میشکونما به تو چه آخه..
با صدای دعوا صورتمو برگردوندم و تهیونگ رو دیدم که داشت یه پسره رو میزد میخواستم برم از هم جداشون کنم که دیدم دست لونا رو گرفت و با عصبانیت زیاد از اونجا بیرون شدن
ا/ت:اوه دیدی چیشد؟..صورت خوشگل پسره نابود شد برم بوسش کنم خوب شه حتما درد داره
با این حرفش کفری شدم بلندش کردم که دیدم نمیتونه راه بره پس کولش کردم و توی ماشین گذاشتمش که خیلی زود خوابش برد
❌کپی ممنوع❌
- ۲۰۳
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط