سوختم این سوختن را

سوختم این سوختن را
نگارم دید و رفت
باختم در عشق
براین باختن خندید و رفت
عاشقی بودم
برای عشق خود دلداده ای
عشق من شد بی وفا
بی اعتبارم کرد و رفت
‎‌‌ ‎‌‌‌‌
دیدگاه ها (۳)

بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش...

هر که را دیدم خیانت کرد و رفت هر که با من بود یار من نبود ه...

غرق تمنا شدم غرق ...

و این همهزیبایی و غمتقصیر تو نیست...به مادرت "پاییز"رفته‌ای....

در چرخش تاریخ، چه سرخورده چه سرخوشدنیا نه به جمشید وفا کرد، ...

مشکلات به سبکی هوا ، عشق به عمق اقیانوس ، دوستی به محکمی الم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط