چه عیدی... !؟

چه عیدی... !؟
چه خانه تکانی... !؟
اصلا
همه مردم هم جمع شوند
چهار گوشه ی شهر را بگیرند
بتکانند و
خاطراتت را
از همه کوچه ها پاک کنند
با خانه ی دلم چه کنم
که نبض اش
خاطرات توست
دیدگاه ها (۳)

می نویسمـ دوستتــ دارمـبخوان دلمـ برایتــ تنگــ شدهمی نویسم ...

جاده بی راهه

رمان: فراموش شدهفصل ۶: نقطه اوج و حقیقتِ نهاییآن‌ها فهمیدند ...

آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد!نیمکت های چوب...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌دلتنگی‌‍ام را در گوش باد صبا ‍ٮالہ می‌کنم...

''فرشته‌ها روی زمین همیشه پیدا نمی‌شن، فرشته‌ها تو خونه‌ی زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط